|
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم وقتي بهار با سپيدي شکوفههايش از دريچهي چشمانم سرک ميکشد، موج اشکي فرو خفته، از درون سينهي تنگم به ديوارهي دل ميکوبد و تو را ميجويد. اما بيتو اي زيباترين! اي لطيفترين! اي بهار جان و اي طراوت بهاران! هيچ زيبايي، دلم را بر نميانگيزد؛ که دل در فراق تو سوخته دارم و نگاه در راه تو دوخته. دور از نگاه مهربان تو، دور از عنايت رحيمانهي تو و دور از سرانگشت لطف تو، خزانيم و سرد، خشکيم و عطشناک. فراق تو برف سپيد کهولت بر چهرهمان مينشاند. بيا که با تو بهاري شويم، بروييم و بيدار گرديم؛ که روييدن، تنها به زلال عشق تو معنا مييابد و باقي روييدنها، ماندن است و پژمردن.
چه باشم وچه نباشم،بهاردرراه است نگاه منتظران، عاشقانه ميخواند به جاده هاي کسالت،به جاده هاي تهي کسي که با نفس آفتابي اش دارد کدام جمعه؟ندانسته ام،ولي پيداست دلم خوش است ميان شکنجه ي پاييز
براي آمدن بهار، براي ديدن سبزترين روز هستي، براي حس کردن زلالترين وجود عالم خلقت، بايد رشتهي انتظار را از صميم قلب تا اوج آسمان اجابت بگشاييم. بايد به تضرع و تمنا بخواهيم که بهار بيايد، بخواهيم که ظلمت و سرماي زمستان غيبت به سر آيد. بايد ظهور بهار را انتظار بکشيم. آن قدر چشم بر آسمان تمنا بدوزيم تا نسيم حضورش را حس کنيم و در پرنيان دلپذير نگاهش، وجود را سبز ببينيم. آنچه حق است، وعدهي خداست که مهدي موعود ميآيد و آنچه بر ماست، آراستن جان ناقابل است تا لايق درگاه دوست گردد. گر نثار قدم يار گرامينکنم
اي زندهترين روح حيات! اي شادابترين بهار هستي! چشمانمان منتظر آمدنت می مانند .... فرا رسیدن سالروز میلاد آخرین ذخیره هستی حضرت بقیة الله اعظم روحی فداک مبارک باد
|
![]()
Home
|